سرنوشت بدیه اول جاتو ازم گرفت
صبح فردا شد دیدم رد پاتو ازم گرفت
تا می خواستم به چشمای روشنت نگا کنم
مال دیگری شدی و چشاتو ازم گرفت
تو رو جادو کرد یکی با یه چیزی مثل طلسم
اثرش زیاد بود و خنده هاتو ازم گرفت
تو با من حرف می زدی نگات یه جای دیگه بود
خدا لعنتش کنه ، اون ، نگاتو ازم گرفت
لحظه هات یه وقتایی مال دوتامون می شدن
اون حسود ، اون دو سه تا لحظه ها تو ازم گرفت
انقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمي شه
پي چاره ام با حرفاي الفبا نمي شه
من که هيچ ، ساعتمم ديوونته دروغ که نيست
تو از اون روزي که رفتي خوابيده ، پا نمي شه
هي مي گم کاشكه يه روز معجزه شه با همديگه
دو سه ساعتي بريم کنار دريا ، نمي شه
زندگي پر از سواله مي دونم
رسيدن به تو خياله مي دونم
تو ميگي يه روزي مال من ميشي
اما موندت محاله مي دونم
گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت ميكنم
دستت به دست ديگري از اين گذشته کار من
اما نمي دانم چرا دارم حسادت ميكنم
گفتي دلم را بعد از اين دست کس ديگر دهم
شايد تو با خود گفته اي دارم اطاعت ميكنم
براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم
تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم
براي ديدن تو. آسمونو شكافتم
ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم
برا ديدين تو خارا رو سجده کردم
به جاي چشم ابرا سوختم و گريه کردم
براي ديدن تو پاييز شدم شكستم
برف زمستون شدم رو بامتون نشستم
براي ديدن تو از درياها گذشتم
دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم
براي ديدن تو شدم مث پنجره
اشاره هات محاله از ياد چشمام بره
براي ديدين تو سوار موجا شدم
چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم
تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم
براي ديدن تو. آسمونو شكافتم
ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم
برا ديدين تو خارا رو سجده کردم
به جاي چشم ابرا سوختم و گريه کردم
براي ديدن تو پاييز شدم شكستم
برف زمستون شدم رو بامتون نشستم
براي ديدن تو از درياها گذشتم
دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم
براي ديدن تو شدم مث پنجره
اشاره هات محاله از ياد چشمام بره
براي ديدين تو سوار موجا شدم
چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم
ز چشمت اگر چه دورم هنوز
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
ااگر غصه باريد از ماه و سال
به ياد گرشته صبورم هنوز
شكستند اگر قاب ياد مرا
دل شيشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره ي دردهايم نشد
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
ااگر غصه باريد از ماه و سال
به ياد گرشته صبورم هنوز
شكستند اگر قاب ياد مرا
دل شيشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره ي دردهايم نشد
تو شب خيس مژه هام يه شب بيا قدم بزن
با رقص تلخ اشك من ساز دوست دارم بزن
اتاق آرزوهامو خيلي مرتب چيدمش
بيا و با يه چشمكت ، اتاقمو بهم بزن
سخته برات تنهايياتو کوك کني
با عشق من چشماي نازتو ببند ، براي من يه کم بزن
مي خواستم از نگات بگم ، دوباره لغزيد قلمم
قصه نويس رؤياها بيا واسم قلم بزن
بگو دوسم داري يا نه ؟ يه جور بهم نشون بده
بقيه ي زندگيمو با اين جواب رقم بزن
به جاي ابرا واسه تو شب تا سپيده باريدم
به خاطر هر آي مي خواي تو لااقل يه نم بزن
اون عكسي که ازم ديدي توش يه چيزايي کم داره
تو جاي من رو گونه هام هاشور زرد غم بزن
با رقص تلخ اشك من ساز دوست دارم بزن
اتاق آرزوهامو خيلي مرتب چيدمش
بيا و با يه چشمكت ، اتاقمو بهم بزن
سخته برات تنهايياتو کوك کني
با عشق من چشماي نازتو ببند ، براي من يه کم بزن
مي خواستم از نگات بگم ، دوباره لغزيد قلمم
قصه نويس رؤياها بيا واسم قلم بزن
بگو دوسم داري يا نه ؟ يه جور بهم نشون بده
بقيه ي زندگيمو با اين جواب رقم بزن
به جاي ابرا واسه تو شب تا سپيده باريدم
به خاطر هر آي مي خواي تو لااقل يه نم بزن
اون عكسي که ازم ديدي توش يه چيزايي کم داره
تو جاي من رو گونه هام هاشور زرد غم بزن




