تبليغاتX
pariskocholooo

pariskocholooo

کسی مثل هیچ کس

سرنوشت بدیه اول جاتو ازم گرفت
 صبح فردا شد دیدم رد پاتو ازم گرفت 
 تا می خواستم به چشمای روشنت نگا کنم 
 مال دیگری شدی و چشاتو ازم گرفت 
 تو رو جادو کرد یکی با یه چیزی مثل طلسم 
اثرش زیاد بود و خنده هاتو ازم گرفت 
تو با من حرف می زدی نگات یه جای دیگه بود 
 خدا لعنتش کنه ، اون ، نگاتو ازم گرفت 
لحظه هات یه وقتایی مال دوتامون می شدن 
 اون حسود ، اون دو سه تا لحظه ها تو ازم گرفت

+ نوشته شده در  85/12/10ساعت 22:1  توسط hell boy  | 

                          

                                            

                                                        

                                     

                                                           

 

 

 

                

 

 

+ نوشته شده در  85/10/15ساعت 12:10  توسط hell boy  | 

@@@@love@@@@

 

                   

 

این عشقه منه

 

         

+ نوشته شده در  85/10/06ساعت 10:42  توسط hell boy  | 

انقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمي شه

پي چاره ام با حرفاي الفبا نمي شه

من که هيچ ، ساعتمم ديوونته دروغ که نيست

تو از اون روزي که رفتي خوابيده ، پا نمي شه

هي مي گم کاشكه يه روز معجزه شه با همديگه

دو سه ساعتي بريم کنار دريا ، نمي شه

+ نوشته شده در  85/10/06ساعت 9:57  توسط hell boy  | 

زندگي پر از سواله مي دونم

رسيدن به تو خياله مي دونم

تو ميگي يه روزي مال من ميشي

اما موندت محاله مي دونم

 

+ نوشته شده در  85/10/06ساعت 9:55  توسط hell boy  | 

گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت ميكنم

دستت به دست ديگري از اين گذشته کار من

اما نمي دانم چرا دارم حسادت ميكنم

گفتي دلم را بعد از اين دست کس ديگر دهم

شايد تو با خود گفته اي دارم اطاعت ميكنم

+ نوشته شده در  85/10/06ساعت 9:54  توسط hell boy  | 

براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم
تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم
براي ديدن تو. آسمونو شكافتم
ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم
برا ديدين تو خارا رو سجده کردم
به جاي چشم ابرا سوختم و گريه کردم
براي ديدن تو پاييز شدم شكستم
برف زمستون شدم رو بامتون نشستم
براي ديدن تو از درياها گذشتم
دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم
براي ديدن تو شدم مث پنجره
اشاره هات محاله از ياد چشمام بره
براي ديدين تو سوار موجا شدم
چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم
+ نوشته شده در  85/10/05ساعت 10:36  توسط hell boy  | 

ز چشمت اگر چه  دورم هنوز
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
ااگر غصه باريد از ماه و سال
به ياد گرشته صبورم هنوز
شكستند اگر قاب ياد مرا
دل شيشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره ي دردهايم نشد
+ نوشته شده در  85/10/05ساعت 10:35  توسط hell boy  | 

تو شب خيس مژه هام يه شب بيا قدم بزن
با رقص تلخ اشك من ساز دوست دارم بزن
اتاق آرزوهامو خيلي مرتب چيدمش
بيا و با يه چشمكت ، اتاقمو بهم بزن
سخته برات تنهايياتو کوك کني
با عشق من چشماي نازتو ببند ، براي من يه کم بزن
مي خواستم از نگات بگم ، دوباره لغزيد قلمم
قصه نويس رؤياها بيا واسم قلم بزن
بگو دوسم داري يا نه ؟ يه جور بهم نشون بده
بقيه ي زندگيمو با اين جواب رقم بزن
به جاي ابرا واسه تو شب تا سپيده باريدم
به خاطر هر آي مي خواي تو لااقل يه نم بزن
اون عكسي که ازم ديدي توش يه چيزايي کم داره
تو جاي من رو گونه هام هاشور زرد غم بزن
+ نوشته شده در  85/10/05ساعت 10:29  توسط hell boy  |